|
ساعت حدود هشت صبح بود. پا که به ورودی نگهبانی دانشگاه گذاشتم دیدم مسئولین محترم و همیشه در صحنه ی حراست و نگهبانی در حال صحبت با یک آقای دانشجو هستند. آنقدر گرم صحبت بودند که متوجه ی حضور من نشدند و کارت دانشجویی نخواستند.یکی از نگهبانها گفت: "ما به خانما میگیم حجابشون رو رعایت کنن، حالا آقایون نباید هیچ کاری کنن؟!"
فهمیدم به پوشش اون دانشجو ایراد گرفتن. نگاهی به لباسهایش کردم یک تی شرت سفید، شلواری که نه گشاد و نه تنگ بود و موهایی که نه ژل زده بود و نه مدل خاصی داشت! تعجب کردم که چرا مانع ورود او شدن اما چون دیر شده بود مجبور شدم به سرعت و قبل از نشان دادن کارت دانشجویی، نگهبانی رو ترک کنم.
همان روز بعد از ظهر با اینکه هوا بسیار گرم بود یکی از آقایان دانشجو قبل از اینکه از دانشگاه خارج شود یک بلوز آستین بلند روی تی شرتش پوشید!!! تقریبا برایم روشن شد که نگهبانی از ورود دانشجویان با لباس آستین کوتاه ممانعت می کند. قضیه را پیگیری کردیم و متاسفانه صحت داشت و تعداد زیادی از دانشجویان اجازه ی ورود به دانشگاه رو پیدا نکردن، عده ای کارت دانشجوییشان را گرو گذاشتند و برگه ی تعهد امضا کردند و... . این عمل مامورین عزیز حراست بازتاب گسترده ای داشت.
موافقان این برخورد معتقد بودند که فقط خانمها نیستند که باید محدود شوند و آقایان بیش از حد آزادند و محدودیت هایی نیز باید برای آنان در نظر گرفت!
ممکن گاهی تحمل اختیاراتی که در جوامعی مثل ایران به آقایان داده میشه – به خصوص در مورد پوشش – باعث به وجود آمدن احساس تبعیض جنسیتی بشه اما از کسانی که طرفدار این نوع عقیده هستند چند سئوال دارم: آیا محدودیت هایی که در زمینه ی پوشش برای خانمها اعمال میشه، درست هست و نتیجه ای هم داشته؟! آیا با وجود حجاب، دیگر فساد به وجود نمی آید؟! آمار فساد در کشورهایی که زنان آن ملزم به رعایت حجاب هستند بیشتر هست یا در کشورهایی که حجاب اجباری نیست؟!
مخالفان این برخورد هم گفتند که پوشش مناسب برای روزهای گرم، پوششی است که تحمل گرما را آسانتر کند و آستین کوتاه آقایان موجب به وجود آمدن هیچ نوع فسق و فجوری نمی شود.
قصد ندارم که عقاید خودم رو در این پست تائید کنم اما دوتا خاطره از دوران راهنمایی و دبیرستان براتون می نویسم و نتیجه گیری رو به خودتون می سپرم. یادمه سر کلاس دینی و قرآن بود که خانم معلم فرمودند: "شما وقتی میبینین جایی که نامحرم هست نباید بذارین صدای شما رو بشنوه! چون صدای زن ظریف و زیباست و اگر مرد نامحرم بشنوه، بهش جذب میشه! مثلا من وقتی میخوام از مغازه خرید کنم، انگشتم رو این شکلی میکنم تو دهنم تا صدام کلفت بشه!"
همیشه از این معلم خاطرات دردناکی دارم و این حرفها هم یکی از اون خاطرات دردناکه! تصور کنید چقدر مسخره است وقتی همکلاسیتون توی دانشگاه بهتون سلام میکنه و شما انگشت می کنین تو حلقتون و با صدای مردونه جوابش رو میدین! انگار هم دانشگاهیتون به شما نظر بد داره، بقال سرکوچه که صد در صد نظر بد داره! با این کارا جنسیت خودمون رو مخفی می کنیم یا باعث میشیم که بیشتر توجه همه به جنسیتمون جلب بشه؟! اصلا چطوره مثل آقایون محاسن بذاریم و با صدای مردونه هم حرف بزنیم تا کل جامعه پر بشه از زنهای مردنما و اینجوری هیچ مردی دچار گناه نشه؟!
از مادربزرگم شنیدم این شیوه ای هست که قدیمها حتی خیلی قبل تر از زمان او و یا کشف حجاب، زنان ازش استفاده میکردن!
یکبار دیگر هم در دوران دبیرستان دبیر دینی فرمودند: شماها واسه چی فوتبال نگاه میکنین؟! فوتبال نگاه میکنین و پای مردها رو نگاه میکنین که شلوار کوتاه پاشونه؟! جای اینکار درس بخونین!!!
واقعا دردناک و تکان دهنده است که این معلمان عزیز به جای پرورش روح خداجو و حقیقت دوست دانش آموزان، آنها را با خود به سرزمین تاریک و کور و مهجور ذهن خود و افکار فاسد و پوسیده یشان میبرند. با خود فکر میکنم که این حرفها تنها از دهان یک آدم فاسد بیرون میاد!
بگذریم... گرچه گذشتن از این حرفها ساده نیست.
یاد حرف مادربزرگم افتادم، یاد زمانی که شاید مادربزرگ مادربزرگ مادربزرگم، صدای خود را به احمقانه ترین شیوه ی ممکن از نامحرم پنهان میکرد؟ چند سال پیش از این شیوه استفاده میکردن؟! و حالا در قرن بیست ویکم، عده ای شیوه های اینچنین قدیمی رو مجددا استفاده میکنن! این یعنی برگشت، به جای جلو رفتن؛ یعنی سقوط به جای صعود و اوج گرفتن.
فساد به وجود نمی آید مگر آنکه ما در افکارمان بیافرینمش. ما نه پاهای فوتبالیست ها رو نگاه می کنیم و نه دستهای دانشجویان را! فساد هم در دست و پا نیست بلکه در افکار هست.
ممانعت از ورود چند دانشجو به محیط دانشگاه، به خاطر اندازه ی آستین، تنها عقب ماندن چند دانشجو از کلاس درس نیست بلکه عقب افتادن جامعه ای از پیشرفت است. عقب افتادن از هدف و پرداختن به حاشیه است.
خدایی که آدمی را خلق کرد، زن و مرد را از یک گل و در کنار هم آفرید با همین دستها، با همین پاها و با همین صدا و... . به او راه درست و نادرست را نشان داد و گفت اکنون من به تو قدرت عقل و اختیار داده ام تا راه خود را چه درست و چه غلط برگزینی. حالا چرا یه عده فکر می کنن، تفکیکی رو که خداوند انجام نداده باید انجام بدن؟ آیا عده ای از خدا بیشتر....؟!!!
امضاء:نوشین مهرنگار |